skip to main
|
skip to sidebar
تراوشات ذهن ناچیز من
Tuesday, May 3, 2011
یه چیزی باید باشه که من و نجات بده
یه کتاب
یه فیلم
یه معجزه
یه چیزی که بشکنه این حباب شیشه ای رو
یه چیزی هست توی ان چشمها
که عمیق است عمیق
****
خوشحالم برات ولی نمی تونم خیلی هیجان زده بشم
چون به هیچ جیز... دیگه اون قدا مطمئن نیستم
و چون خسته ام
تاریخ انگار داره تکرار میشه
و چیزی که عوض داره گله نداره
هر چند که مطمئنم تو گله ای هم نداری
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Comments (Atom)
Followers
Blog Archive
►
2012
(8)
►
October
(1)
►
September
(2)
►
August
(1)
►
July
(2)
►
June
(2)
▼
2011
(8)
►
August
(1)
▼
May
(2)
یه چیزی باید باشه که من و نجات بدهیه کتاب یه فیلمی...
یه چیزی هست توی ان چشمهاکه عمیق است عمیق****خوشحال...
►
April
(2)
►
March
(2)
►
February
(1)
►
2010
(31)
►
November
(1)
►
October
(2)
►
September
(7)
►
August
(2)
►
July
(4)
►
May
(3)
►
April
(3)
►
March
(3)
►
February
(3)
►
January
(3)
►
2009
(35)
►
December
(4)
►
November
(11)
►
June
(2)
►
May
(3)
►
April
(2)
►
March
(13)
About Me
khodam dige
View my complete profile