skip to main
|
skip to sidebar
تراوشات ذهن ناچیز من
Sunday, November 15, 2009
یه کمی خسته ام
یه کم خوشحال
یه کم تنبل
منتظر یه اتفاق خوبم
می دونم وقتی همه چی خیلی سخت میشه
بعدش اسونیه
می دونم وقتی همه جا خیلی خیلی تاریکه
بعدش نوره
به امید روزهای خووووووووووووووووووب
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Followers
Blog Archive
►
2012
(8)
►
October
(1)
►
September
(2)
►
August
(1)
►
July
(2)
►
June
(2)
►
2011
(8)
►
August
(1)
►
May
(2)
►
April
(2)
►
March
(2)
►
February
(1)
►
2010
(31)
►
November
(1)
►
October
(2)
►
September
(7)
►
August
(2)
►
July
(4)
►
May
(3)
►
April
(3)
►
March
(3)
►
February
(3)
►
January
(3)
▼
2009
(35)
►
December
(4)
▼
November
(11)
در حال زندگی کردناز زندگی کردنو کردن!سخت تره
یهو قاطی کردم خل شدمافتادم به وبلاگ خوندن یهو رفتم...
قانون های زیادی هست و می گنکه ممکنه درست باشه یا ن...
سه بار تو روز به خودت بگو تو به هیچکی بدهکار نبستی
مثه خانومه تو تبلیغ قرص افسردگی میشم پاری وقتا یه...
دوستانمیشه اگه اینجا رو می خونین اسمتونو بنویسینبا...
یه کمی خسته امیه کم خوشحالیه کم تنبلمنتظر یه اتفاق...
بین افسردگی و شادی یه سدهکه طرف افسردگی ش ابهوقتی ...
دوستی می گفت دوستی ای که بخوای به زور نگهش داری ب...
حالا که باز بحث حجاب و اینا پیش اومده دو نکته به ذ...
دلم می خواد برگردم عقبچرا من هر روز بدتر از دیروز ...
►
June
(2)
►
May
(3)
►
April
(2)
►
March
(13)
About Me
khodam dige
View my complete profile
No comments:
Post a Comment