یهو قاطی کردم خل شدم
افتادم به وبلاگ خوندن
یهو رفتم سراغ ارشیو مرجان ...رندم باز کردم
اینا اومد
پیر شدیم رفت
می گویم
-محاسبات می خونیم با هم؟
می گوید
-برنامه شو نوشتی؟
می گویم
-ناهار با من
می گوید
-چی خیال کردی؟
می گویم
-آخه تو گارفیلد منی ،زیاد می خوری
می گوید
-ههههههههههووووووومم
می گویم
-پازل؟
می گوید
-من امشب جداشون می کنم،کاسه کاسه می کنم
می گویم
-نه ،با هم
میگوید
-سیگار؟
می گویم
-نمی کشم،یعنی کم می کشم
اینجوری پیش بره
یعنی همه چی خوب پیش رفته
-محاسبات می خونیم با هم؟
می گوید
-برنامه شو نوشتی؟
می گویم
-ناهار با من
می گوید
-چی خیال کردی؟
می گویم
-آخه تو گارفیلد منی ،زیاد می خوری
می گوید
-ههههههههههووووووومم
می گویم
-پازل؟
می گوید
-من امشب جداشون می کنم،کاسه کاسه می کنم
می گویم
-نه ،با هم
میگوید
-سیگار؟
می گویم
-نمی کشم،یعنی کم می کشم
اینجوری پیش بره
یعنی همه چی خوب پیش رفته
No comments:
Post a Comment